بر مزار ستاره ای از خاندان والای محلاتی

بر مزار ستاره ای از خاندان والای محلاتی

نزدیک به نیم قرن است که همواره نام شیراز ، پس از بارگاه حضرت شاه چراغ وحضرت سید محمد عابد وحضرت سید علاء الدین حسین ابن موسی الکاظم علیهم السلام ، برای من با نام مرحوم آیة الله حاج شیخ بهاء الدین محلاتی وفرزند والامقام ودانشمندش ، مرحوم آیة الله آقامجدالدین محلاتی ، قرین بوده است. 

بیاد دارم در سال ۱۳۵۲ شمسی ،آنگاه که به همراه مرحوم پدرم ،شهید آیة الله حاج شیخ احمد انصاری به ایران آمدیم ، واز آنجا که علمای بلاد به علًت جایگاه اجتماعی وویژه ای که پدرم در حوزه علمیه نجف وارتباط نزدیکشان با مراجع آن هنگام نجف اشرف ، اغلب با پدرم روابط دوستانه خاصًی داشته وبیاد دارم که در سه ماهی که مرحوم پدر شهیدم در ایران بودند ، اغلب سعی داشتند که با علما وبزرگان بلاد ایران ، دیدار کرده وتجدید عهدی بنمایند. 
در این راستا وهنگام بود که نام آیة الله حاج شیخ بهاء الدین محلاتی را برای نخستین بار از زبان پدر شنیده واظهار داشتند که ایشان دعوت کرده اند که به شیراز برویم. 
ما نیز خوشحال از این سفر بودیم که نخست با هواپیما سفر کرده ! ودیگر اینکه به دیدار تخت جمشید وآثار باستانی بیش از دوهزار ساله این دیار می شتابیم .
لیکن متاسفانه بیاد ندارم که به چه علت این سفر به بعد موکول شده ومن از هرسه محروم شدم ! یعنی هم مسافرت با هواپیما ،ودوم دیدار تخت جمشید وسوم درک وملاقات با آیة الله محلاتی !
   
سالها سپری شد ،تا اینکه مرحوم آیة الله حاج شیخ بهاء الدین محلاتی بیمار شده ودر بخش انقلاب بیمارستان شهید رجایی بستری شدند .  
از این پس بود که تقریبا هفته ای دو یا سه بار فرزندشان ، مرحوم آیة الله آقا مجد الدین محلاتی ، شبها به دیدار مرحوم آیة الله العظمی حاج سید محمد روحانی که در آن هنگام مورد لطف !! برخی از فعالان انقلابی قرار گرفته ( که تاوان دنیایی عمل خویش را پس داده واز آن جهان بی خبرم!!) وایشان اجبارا قم وحوزه ودرس را رها کرده بودند و بیش از یک سال را در تهران سپری کردند ، آمده وگعده زیبایی را این دو بزرگوار با یکدیگر داشتند .ومن نیز که اغلب خواجه حرمسرا بودم ، وپیش از افتخار وصلت من با صبیه مرحوم آیة الله روحانی بود ، در این جلسات حضور داشته واز این پس بود که با شخصیت مرحوم محلاتی وویژگیهای او آشنا شده وخاطرات فراوانی را از آن هنگام در ذهن خویش دارم.
این دوران ،آغاز پیوند من واین شخصیت بود بطوریکه بعدها در سالهای ۱۳۶۵ به بعد ، بارها ایشان هنگام آمدن به تهران ، توفیق میزبانی ایشان در منزل را داشتم وچه خاطرات فراوان وزیبایی را از این بزرگ مرد ، هنوز در ذهن  به خاطر سپرده ام. 


روز بیست ودوم خرداد ۱۳۷۹ ، یکی از روزهای تلخ دوران زندگی من بشمار می آید ، زیرا که با خبر ارتحال نابهنگام این بزرگ مردی که مجسمه اخلاق وعمل وزیبایی وخوشرویی وتواضع وفروتنی و...بود روبرو گردیدم.

او مصداق واقعی یکی از احادیث پرمایه در فرهنگ اسلامی بود:
کونوا دعاةًللناس بغیر ألسنتکم: با عمل راهنمای مردم باشید نه با سخن!
هفتم دی ماه سال ۱۳۹۷ شمسی که توفیق یار گردید به شیراز آمده وبوی آن بزرگ را در فضای آن استشمام کنم ، به همراه برادر ارجمند وفرهیخته گرامی ، جناب حجة الاسلام والمسلمین برکت به سوی مدرسه علمیه حضرت ولی عصر ع واقع در بلوار دستغیب ، حرکت نمودیم. در میانه صحن این مدرسه با روح ، مزار این بزرگ قرار دارد که پیرامون قبر او را درختان نارنج حلقه زده ودر حلقه بعدی حجرات دانش پژوهان وطلاب علوم دینی وستارگان آینده حوزه ها وسربازان امام زمان ع ، گرد مزارش را در بر گرفته اند. 
پیکر پاکش را در میانه حیاط مدرسه ای که با عشق بنا کرده بود ،در خانه ابدی نهادند، ریشه های چند درخت نارنج ، پیرامون پیکرش را در آغوش گرفته  وچه زیبا بود که هنگامی که گام به درون این مکان نهادم ، انبوهی از میوه های درخت های نارنج ، همچون شاگردان مدرسه اش که با آنان عشق ورزی می نمود ، بر روی سنگ مزارش قرار گرفته بودند. 

وسلام بر بندگان صالح خدا ،لحظاتی در کنار مزار او زانو زده وفاتحه ای خواندم وخاطرات فراوان وزیبا را در ثانیه هایی از ذهن عبور داده در حالیکه لبخند ملیح او را که همواره در گوشه لب داشت ، بیاد آوردم. 

یادش گرامی وراهش پر رهرو باد

درصورتی که مطلب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.
در صورت ناقص بودن مطلب روی منبع کلیک کنید و مطلب را بصورت کامل بخوانید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است و تمام فرآیند جمع آوری اخبار به صورت خودکار انجام می گیرد. مسئولیت صحت محتوای این خبر بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

آخرین خبرها

داغ ترین اخبار